رابو

لغت نامه دهخدا

رابو. ( اِ ) نام گلی است خوشبو. چنانکه گفته اند: نرگس و رابو شکفت بر طرف بوستان. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) :
سوسن و رابو شکفت بر چمن آسمان
لاله و نسرین نمود چرخ چو هر بوستان.ادیب صابر.سوسن و رابو شکفت بر طرف بوستان.نصیر ادیب.

فرهنگ فارسی

نام گلی است خوشبو .

فرهنگ اسم ها

اسم: رابو (دختر) (فارسی) (گل) (تلفظ: rabo) (فارسی: رابو) (انگلیسی: rabo)
معنی: نام گلی از گلهای بهاری

دانشنامه عمومی

رابو ( به آلمانی: Raabau ) یک منطقهٔ مسکونی در اتریش است که در زودوست اشتایرمارک واقع شده است. رابو ۴ کیلومتر مربع مساحت دارد ۲۸۲ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم