لغت نامه دهخدا
ابن عباد. [ اِ ن ُ ع َب ْ با ] ( اِخ ) ابوعبداﷲ محمدبن ابراهیم بن عبداﷲ حمیری ( 733-792 هَ.ق. ). فقیه شاعر صوفی اندلسی. مولد او بشهر رنده. چندی بفاس و تلمسان رفت و در آنجا به تکمیل فقه و ادب پرداخت و سپس پانزده سال مقام خطیبی مسجد قیروان داشت. او راست :کتاب غیاث المواهب العلیة فی شرح الحکم العطائیه.
ابن عباد. [ اِ ن ُ ع َب ْ با ] ( اِخ ) رجوع به صاحب بن عباد شود.