لغت نامه دهخدا
ساری درق. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل، واقع در 3 هزارگزی جنوب خاور گرمی، و 30 هزارگزی راه شوسه خود گرمی. جلگه ای و گرمسیر، آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوبات است، 84 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری میگذرانند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
ساری درق. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کلیبربخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در 19 هزارگزی جنوب کلیبر، و 2 هزارگزی راه شوسه اهر به کلیبر کوهستانی. هوای آن معتدل، آب آن از دو رشته چشمه. محصول آن غلات است، 122 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی گلیم بافی در آن معمول است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
ساری درق. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مشکین باختری مرکزی شهرستان خیاو،واقع در 20 هزارگزی باختر خیاو، 2 هزارگزی راه شوسه خیاو به اهر. جلگه ای، و هوای آن معتدل، آب آن از اهرچای و مشکین چای. محصول آن غلات و حبوبات است، 200 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
ساری درق. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد، واقع در 8500 گزی جنوب آغ کند. و 12500 گزی راه شوسه میانه به زنجان. کوهستانی، هوای آن معتدل مایل بگرمی و مالاریائی،آب آن از دو رشته چشمه. محصول آن غلات و حبوبات است،25 تن سکنه دارد که به زراعت و گله داری اشتغال دارند. از صنایع دستی بافتن جاجیم و گلیم آن معمول است. راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).