درزگیری

لغت نامه دهخدا

درزگیری. [ دَ ] ( حامص مرکب )درز گرفتن. مربوط کردن و کمال وصل کردن دو چیز را با هم. ( غیاث ) ( آنندراج ). و رجوع به درز گرفتن شود.

فرهنگستان زبان و ادب

{sealing} [علوم و فنّاوری غذا] بستن تمام شکاف ها و منافذ ظرف به نحوی که هیچ ارتباطی میان محتوی ظرف و محیط خارج وجود نداشته باشد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
فال تاروت فال تاروت فال تک نیت فال تک نیت فال نخود فال نخود فال اوراکل فال اوراکل