لغت نامه دهخدا
ادن. [ اَ دَن ن ] ( ع ص ) کوزپشت ( مرد ). مرد خمیده. ( مؤید الفضلاء ). مرد خمیده پشت. ( آنندراج ). آنک پشت وی به دو درآمده بود. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مهذب الاسماء ). قوزپشت. سینه و پشت به اندرون رفته. || پشت فرونشسته. || آنکه گردنش بدوش فروشده باشد. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). || کوتاه دستها ( اسب ). اسبی کوتاه دست. ( تاج المصادر بیهقی ). || بیت ادن؛ خانه پست. مؤنث: دَنّاء.
ادن. [ اِ دِ ] ( اِخ ) ( ایتونای رومیان است ) شطی است در انگلستان که بخلیج سُلوَی و بحر ایرلند ریزد و از کارلیل تا مصب وی قابل کشتی رانی است. طول مسیر آن تقریباً 100 هزار گز است.