لغت نامه دهخدا
نیک عهدی در زمین شد جامه از غم چاک زن
کز زمان زین صعب تر ماتم نخواهی یافتن.خاقانی.تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست
نیک عهدی برنیامد آشنائی برنخاست.خاقانی.گهی خورد می با نواهای رود
گهی داد بر نیک عهدان درود.نظامی.چو بیند نیک عهد و نیک نامت
ز من خواهد به آیینی تمامت.نظامی.با او ددگان به عهد همراه
چون لشکر نیک عهد با شاه.نظامی.ور تو پیغام خدا آری چو شهد
که بیا سوی خدا ای نیک عهد.مولوی.