مریس. [ م َ ] ( ع ص ، اِ ) چیزی لغزان و تابان. || اشکنه. ( منتهی الارب ). ترید. ( از اقرب الموارد ). || خرمای تر نهاده در آب و شیر و جز آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
چیزی لغزان و تابان
فرهنگ اسم ها
اسم: مریس (دختر) (عربی) (تلفظ: maris) (فارسی: مَريس) (انگلیسی: maris) معنی: خرمای تر که در آب و شیر و جز آن نهاده شود، چیزی لغزان و تابان