لغت نامه دهخدا
پگو. [ پ ِ ] ( اِخ ) پایتخت قدیم مملکتی بهمین نام در بیرمانی. دارای 14هزار تن سکنه. اکنون ناحیه ای است از بیرمانی که مرکز آن رانگون است.
پگو. [ پ ِ ] ( اِخ ) پایتخت قدیم مملکتی بهمین نام در بیرمانی. دارای 14هزار تن سکنه. اکنون ناحیه ای است از بیرمانی که مرکز آن رانگون است.
پایتخت قدیم مملکتی بهمین نام در بیرمانی
پگو (اسپانیا). پگو دهستانی در استان آلیکانتهٔ اسپانیا است.
در این دهستان ۱۰٬۷۲۱ نفر زندگی می کنند. مساحت این دهستان ۵۳٫۲۰ کیلومتر مربع است.
پگو (سیریک). پگو، روستایی در دهستان بیابان بخش مرکزی شهرستان سیریک در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۳۶۸ نفر ( ۷۹ خانوار ) بوده است.