یک سویه

لغت نامه دهخدا

یک سویه. [ ی َ / ی ِ سوی َ / ی ِ ] ( ص نسبی ) یک سو. منسوب به یک سو. یک طرفه.
- یک سویه کردن ؛ یکسو کردن. یکسو ساختن. فیصل کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ترکیب یکسو کردن در ذیل مدخل یکسو شود.

فرهنگ فارسی

یک سو منسوب به یک سو
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم