رنا. [ رَ ] ( ع مص ) شادمان گردیدن. ( از منتهی الارب ). شاد شدن. ( از اقرب الموارد ). رُنُوّ. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). رَنْو. ( متن اللغة ). || پیوسته به سکون چشم نگریستن. ( از منتهی الارب ). پیوسته بسوی کسی به نگاه ساکن و ثابت نگریستن. ( از اقرب الموارد ). || با اشتغال دل و چشم و غلبه هوی به حدیث کسی توجه داشتن. ( از متن اللغة ). || از چیزی تغافل داشتن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). || ( اِ ) چیزی که در وی نگرند از جهت خوبی و حسن آن. ( از منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
شادمان گردیدن شاد شدن رنو
فرهنگ اسم ها
اسم: رنا (دختر) (عربی) (تلفظ: ranā) (فارسی: رَنا) (انگلیسی: rana) معنی: شاد شدن، خوشحال گردیدن، نشاط، شادمان گردیدن، چیزی که در وی نگرند از جهت خوبی و حسن آن، جمال
فرهنگستان زبان و ادب
{RNA} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] ← ریبونوکلئیک اسید