لغت نامه دهخدا خاطرنواز. [ طِ ن َ ] ( نف مرکب ) دلکش ، مطبوع : جوابی چنین خوب و خاطرنوازبقاصد سپردند تابرد باز.نظامی.
فرهنگ اسم ها اسم: خاطرنواز (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: khater-navaz) (فارسی: خاطرنواز) (انگلیسی: khater-navaz) معنی: دلکش، مطبوع، خاطر ( عربی ) + نواز ( فارسی ) دلکش