لغت نامه دهخدا
تاتی. ( اِخ ) ( در زبان اطفال ): تاتی کردن بمعنی راه رفتن در زبان کودکان است.
تاتی. ( اِ ) تیره ای از شعبه جباره ایل عرب از ایلات خمسه فارس. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 87 ).
تأتی. [ ت َ ءَت ْ تی ] ( ع مص ) آماده شدن و حاصل گشتن کار. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). آماده شدن کار. ( اقرب الموارد ). || رفق و نرمی کردن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). نرمی کردن کسی برای کار. ( اقرب الموارد ). || آمدن او را از جهتی که حاصل شود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || از پیش رو آمدن کسی را برای احسان. ( آنندراج ): جاءفلان یتأتی لمعروفک ؛ آمد فلان در حالتی که متعرض معروف و احسان تو بود. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || آسان کردن راه آب را. ( اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). و در صحاح است که عامه گویند و اتیته ، به واو بجای همزه ، اتیت الماء تأتیة و تأتیاً؛ آسان کردم راه آب را. ( منتهی الارب ).