لغت نامه دهخدا
خزانه دار تو در بزم نشنود ز تو آن
سلاح دار تو در رزم نشنود ز تو این.امیر معزی ( از آنندراج ). || رئیس خزانه عامره. ( ناظم الاطباء ). رئیس خزانه دولتی یا شاهی :
ترازوی صلت زائرانت را ملکا
کم از هزار ندارد خزانه دارت سنگ.فرخی.قاصد شد و آن خزانه را برد
یک یک بخزانه دار بسپرد.نظامی.|| تحویلدار. ( ناظم الاطباء ). || توپ یا تفنگی که دارای مخزن و خزینه باشد.( ناظم الاطباء ).