لغت نامه دهخدا
چنین گفت با گیو جنگی تژاو
که تو چون عقابی و من چون چکاو.فردوسی ( شاهنامه ج 2 ص 760 ).همی کرد خواهش مر او را تژاو
همی خواست از کشتن خویش تاو.فردوسی.که تاج تژاو آورد پیش من
و یا پیش این نامدار انجمن.فردوسی.و رجوع به تزاو در همین لغت نامه شود.