لغت نامه دهخدا
چنین داد پاسخ که بر کوه و دشت
سواری پرندوش بر من گذشت.فردوسی.گویدت همی گرچه دراز است ترا عمر
بگذشته شمر یکسره چون دوش و پرندوش.ناصرخسرو.صبحدم بود که آمد به وثاق
چون پرندوش نه بی هش نه به هوش.انوری.پرندوش و پرندیش چسان بود خرابات
بگوئید و مترسید اگر مست و خرابید.مولوی.گفت از پی دوش آن بر کم ده یکچند
قاری مگر آنرا بپرندوش افکند.نظام قاری.