لغت نامه دهخدا
ز توحید و قرآن و وعد و وعید
ز تأیید و از رسمهای جدید.فردوسی.این همه آمد شد و وعد و وعید
ازبرای امتحان خواهد بُدَن.عطار.چو عاصی ترش کرده روی از وعید
چو ابروی زندانیان روز عید.سعدی.|| هدیر شتر نر چون آهنگ جَستن نماید. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
وعید. [ وَ ] ( ع مص ) بیم کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). تهدید. ( اقرب الموارد ). || وعده بد کردن. ( از اقرب الموارد ).