هله

لغت نامه دهخدا

هله. [ هََ ل َ / ل ِ ] ( صوت ) هان. هین. الا. هلا. حرف تنبیه است به معنی آگاه باش ، توجه کن ، به هوش باش :
گفت این بار ار کنم این مشغله
کاردها در من زنید آن دم هله.مولوی.

فرهنگ معین

(هَ لَ ) [ په . ] (اِ. ) هذیان ، حرف بیهوده .
( ~. ) (اِصت . ) حرف تنبیه ، هلا.
(هِ لِ ) فعل امر از هلیدن : بگذار، دست بردار.

فرهنگ عمید

ای، الا.
کلمۀ امر از هلیدن، بگذار، دست بردار.

فرهنگ فارسی

هلا، ای، الا، کلمه تنبیه
(صفت ) حرف تنبیه هلا
نموداری ماه نو

دانشنامه آزاد فارسی

هِلِه (Helle)
در اساطیر یونان، دختر آتاماس، شاه تسالی، و خواهر فروکسس. هِلِه و برادرش سوار بر قوچی با پشم زرین، از خانۀ اینو، نامادری سنگدل شان، گریختند؛ او به دریا افتاد و غرق شد و ازاین رو نامش در عبارت هِلِسپونت(دریای هِلِه) ماندگار شد.

ویکی واژه

هذیان، حرف بیهوده.
حرف تنبیه، هلا.
فعل امر از هلیدن: بگذار، دست بردار.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم