موج نو
دانشنامه عمومی
دانشنامه آزاد فارسی
موج نو (سینما). موج نو (سینما)(New Wave)
در سینمای فرانسه، این اصطلاح به آثار فیلم سازانی همچون ژان ـ لوک گدار و فرانسوآ تروفو، اطلاق می شود که در اواخر دهۀ ۱۹۵۰ و دهۀ ۱۹۶۰ خواهان سبک شخصی تر فیلم سازی و الهام فردی بودند و بر ضد قراردادهای مرسوم طغیان کردند. نخستین فیلم های مدرنیستی آنان بر سینمای کشورهای اروپایی تأثیر شگرفی گذاشتند. کلود شابرول، ژاک ریوِت (۱۹۲۸ـ )، اریک رومر، و دیگر کارگردانان موج نو غالباً با مجلۀ کایه دو سینما همکاری داشتند و سبک «ادبی» سینمای کلاسیک فرانسه را نفی می کردند. آنان سینمای امریکا به ویژه آثار فیلم سازانی همچون هوارد هاکس، آلفرد هیچکاک، اورسن ولز، و نیز آثار کارگردانان فیلم های درجۀ دو را می ستودند ولی انسجام روایتیِ سینمای هالیوود را تحقیر می کردند. نسل جدیدی از فیلم سازان امریکایی که در اواخر دهۀ ۱۹۶۰ سربرآوردند به تدریج نوآوری های جنبش موج نو را در سینمای تجاری هالیوود به کار گرفتند.
موج نو (موسیقی). موج نو (موسیقی)(New Wave)
(یا: نیو ویو) سبکی در موسیقی پاپ که به موازات پانک در نیمۀ دومِ دهۀ ۱۹۷۰ شکل گرفت. به سبب روحیۀ تهاجمیِ شهریِ خود به موسیقی پانک شباهت دارد اما از لحاظ موسیقی و شعر پیچیده تر است؛ از نمونه های آن عبارت اند از نخستین ساخته های الویس کاستلو و تاکینگ هدز. این سبک در دهۀ ۱۹۹۰ احیا شد.
دانشنامه اسلامی
در کنار حرکت حساب شده نیما یوشیج برای تحول شعر فارسی، حرکت تندروانه و نسنجیده ای از طرف بعضی از شاعران صورت می گرفت که ویژگی همه آنان گسست کامل از میراث و موازین شعر سنتی و تقلید خام و بدون تفکر از شعر مدرن غرب بود؛
← تندرکیا
برخی مشخصات عمده شعر موج نو، عبارت اند از: ۱. جدا بودن وظیفه روزمره زبان و کلمات از خود کلمات در شعر نو؛ بدین معنا که این نوع شعر رسالتی ندارد و کلمات لازم نیست بار معنایی خود را داشته باشند بلکه می توانند در شعر معنایی دیگر داشته باشند؛۲. ایجاد مناسبت جدید بین کلمات و اشیاء؛۳. ایجاد فضای ذهنی در کل شعر.
← فردگرایی
علاوه بر بی توجهی به مسائل اجتماعی و اخلاقی و به طور کل معنا، شیوه بیان و زبان شعر این گروه نیز مورد انتقاد است. «در شعر این گروه به جز حرف های عجیب و غریب و پیچیده و جز به معما، به فضایی نمی توان برخورد. گویی آغاز هر سطر، در بسته ای است که باز نشدنی است و اگر هم بازشدنی باشد به چنان کوره -راه جنگلی سردرگم و تودرتویی می رسد که مطلقاً پایان ندارد و اگر هم داشته باشد نفس را بند می آورد و تازه وقتی به پایان آن نیز می رسیم، جز مشتی اشباح و اشیاء نامشخص و بی شکل چیزی در ذهن ما نمی ماند. این شاعران که بی هیچ تنفسی در فضای شعر فارسی ناگهان سربرآوردند و در عرض یکی دو سال به خیال خود بر مرحله کمال رسیدند، شعری عرضه کردند که تا آن روز در این آب و خاک سابقه نداشت. اینان تصور کردند که هر چه کلام به سوی پیچیدگی رود و هر چه تعقیدات لفظی و معنوی با استعمال انواع اضافه ها زیادتر شود و حرف ها عجیب تر و غریب تر باشد، کمال و پختگی شعر بیشتر جلوه خواهد کرد».
تخریب شالوده های شعر سنتی
...