لغت نامه دهخدا
ای لجوج دهن دریده زشت
که خرد در نفاق تو غالی است
لب شکر بوالعجوبه ای که ترا
پایه زشتی سخن عالی است
لوحش اﷲ حکمت ازلی
که ز بس هرزه گفتنت حالی است ( ؟ )
لب شکر گشته ای که تا دانند
جای دندان شکستنت خالی است.میرمعصوم تجلی ( از آنندراج ).رجوع به شکرلب شود.