غند

لغت نامه دهخدا

غند. [ غ ُ ] ( ص )گرد با هم آمده. ( فرهنگ اسدی ). فراهم آمده. جمعشده. ( فرهنگ اسدی نخجوانی ). گردشده و جمعآمده. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از برهان قاطع ). پیچیده و فراهم آمده و جمعشده و به هم برآمده. ( غیاث اللغات ). گرفته شده و به هم برآمده ، چنانکه گویند این چیز گرد و غند است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). این کلمه را در تداول امروزی در ترکیب «گرد و غند» استعمال کنند. غنده نیز بمعنی غند است. ( از فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( برهان قاطع ). در پهلوی گند بمعنی لشکر، و همچنین است در ارمنی و در زبان عربی جُند بمعنی لشکر و در کردی گند وجند بمعنی ده و قریه است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). و رجوع به غن ، غندرود، گُنده ، گنده پیر، قندفیل و قندفیر شود :
چو رانی نباید سپردن به گام
بود راندن تعبیه بی نظام
نقیبان ز دیدن بماندند کند
که ایشان همیشه نباشند غند .عنصری ( از فرهنگ اسدی ). || ( اِ ) گروه. ( ناظم الاطباء ). || فراهم آوردن چیزی. ( از برهان قاطع ).
- غند شدن ؛ غند گشتن. رجوع بهریک از این دو ترکیب شود.
غند. [ غ َ / غ ُ ] ( پسوند ) ( مزید مؤخر امکنه ) در هرمزغند و مانند آن. رجوع به هرمزغند شود.

فرهنگ معین

(غُ نْ ) (ص . ) هر چیز پیچیده و گلوله شده .

فرهنگ عمید

= غنده

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - فراهم آمده جمع شده گرد شده ۲ - ( اسم ) گروه .

دانشنامه عمومی

غُند ( تاجیکی: Ғунд، روسی: Гунт ) رودخانه ای است در جنوب تاجیکستان، در شمال رشته کوه شُغنان. این رود ۲۹۶ کیلومتر طول دارد و دارای مساحت حوضه ۱۳٬۷۰۰ کیلومتر مربع است. منبع آن، دریاچه یشیل کول، در لبه پامیر الیچور، در ارتفاع ۳۷۲۰ متری است. شهر خاروغ در محل تلاقی غند با دریای پنج ( یکی از رودخانه های سرچشمه آمودریا که مرز بین تاجیکستان و افغانستان را تشکیل می دهد ) واقع شده است. برای مناطق اطراف، منطقه ولایت خودمختار کوهستانی بدخشان را ببینید.
غند و شاخه ای از آن به نام شاه دره نیروگاه برق پامیر یک را تأمین می کند. جریان رودخانه بسیار فصلی است، در زمستان کم است، اما در ماه های ژوئیه و اوت به آب شدن برف آب آن زیاد است. پهنای رود بین ۱۰ تا ۵۰ متر و ژرفای آن تا ۱٫۵ متر متغیر است. به دلیل کوهستانی بودن، مسیر رودخانه بسیار سریع است و در برخی مواقع بیش از ۲ متر بر ثانیه سرعت دارد. بستر آن صخره ای و کرانه های آن شیب دار و پرشتاب است. اغلب آب رود تمام دره رودخانه را اشغال می کند، اما گاهی به چند مسیر تقسیم می شود.

ویکی واژه

هر چیز پیچیده و گلوله شده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم