لغت نامه دهخدا
نیاید بکار من این کار جنگ
کجا سوسه سنجد بجنگ پلنگ.فردوسی ( از آنندراج ).رجوع به سوس و سیسک شود. || خدشه. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- سوسه نداشتن معامله ؛ هیچ نوع احتمال ضرر، از قبیل : دعاوی حق یا باطل ثالثی در آن نبوده و هیچگونه غل و غش و دسیسه و شیدی در آن نباشد. ( یادداشت بخط مؤلف ).