برازش

لغت نامه دهخدا

برازش. [ ب َ زِ ] ( اِمص ) اسم مصدر است از برازیدن. زیبندگی.( آنندراج ) ( برهان ). || وصل کردن پنبه و پاره بر قبا و خرقه و امثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. برازندگی، زیبندگی.
۲. شایستگی.

فرهنگ فارسی

زیبندگی یا وصل کردن پنبه و پاره بر قبا و خرقه و امثال آن .

ویکی واژه

برازش (جمع برازش‌ها)
اسم مصدر است از برازیدن . زیبندگی
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم