۱. توانگری، بی نیازی. ۲. توانگر شدن، بی نیاز شدن. ۳. مناعت طبع، وارستگی. ۴. (تصوف ) بی نیازی خداوند. ۵. اظهار بی تمایلی معشوق به عاشق برای برانگیختن اشتیاق وی.
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) توانگری خواستن خواستار بی نیازی بودن . ۲ - توانگر شدن بی نیاز گشتن . ۳ - ( اسم ) بی نیازی توانگری . ۴ - عدم تقید بی قید بودن . ۵ - ناز . ۶ - حالتی است که عارفان کامل بدان نایل آیند و آن بی نیازی از ماسوی الله ( آنچه جز خداست ) و نیاز و فقر در برابر خداوند است . یا استغنائ از ... بی نیاز شدن از ... یا استغنائ بخرج دادن . بی نیازی نمودن استکبار . یا استغنائ طبع . مناعت طبع بلند طبعی بی پروا بودن نسبت بامور جزئی و ناچیز .