تقنین

لغت نامه دهخدا

تقنین. [ ت َ ] ( ع مص ) در تداول فارسی امروز، قانون گزاردن. وضع قانون کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد و قانون شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) قانون گذاشتن .

فرهنگ عمید

۱. قانون وضع کردن، قانون گذاردن.
۲. قانون گذاری.

فرهنگ فارسی

قانون وضع کردن، قانون گذاری، قانون گذاری
۱ - ( مصدر ) وضع قانون کردن قانون گزاردن . ۲ - ( اسم ) قانونگذاری . جمع : تقنینات .

ویکی واژه

قانون گذاشتن.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم