لغت نامه دهخدا اعاجیب. [ اَ ]( ع اِ ) ج ِ اعجوبة. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). شگفتها. کاءَنَّه ُ ج ِ اعجوبة کاحدوثة و احادیث. ( منتهی الارب ) . عجبها. شگفتیها. || ج ِ عجیب ، چنانکه احادیث ج ِ حدیث. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) : و از احوال اکاذیب گذشته اعاجیب می نمودی. ( جهانگشای جوینی ).
فرهنگ فارسی جمع اعجوبه( اسم ) ۱ - جمع اعجوبه آنچه مردم را در تعجب اندازد . ۲ - جمع عجیب چیزهای شگفت آور و غریب .