جزدر

لغت نامه دهخدا

جزدر. [ ج ِ دَ ] ( اِ ) همان جَزدَر است. رجوع به این کلمه شود.
جزدر. [ ج َ دَ ] ( اِ ) بمعنی جِز است که دنبه برشته کرده باشد. ( آنندراج ) ( از برهان ). چیزی که از پیه و دنبه بعد گداختن ماند. ( شرفنامه منیری ). پیه یا دنبه برشته که در آشها کنند. ( فرهنگ نظام ). جِزدَر. جَزدَرَه. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). جُزدَرَه. ( ناظم الاطباء ). چژدر. ( شرفنامه منیری ). در تداول اهالی خراسان جِزغالَه یا جیزغَلَه گویند.

فرهنگ معین

(جَ دَ ) (اِ. ) = جزدره : دنبة برشته کرده .

فرهنگ عمید

=جزغاله

ویکی واژه

جزدره: دنبة برشته کرده.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم