جاثی

لغت نامه دهخدا

جاثی. ( ع ص ) نعت فاعلی از جُثُوّ و جُثی . بر زانو ایستاده. بر زانو نشسته. ( منتهی الارب ). بزانو افتاده. ( مهذب الاسماء ). بر زانو افتاده. نشسته. قاعد. ج ، جُثّی ، جِثّی.

فرهنگ عمید

=جاثی علی رکبتیه

فرهنگ فارسی

بر زانو ایستاده

فرهنگستان زبان و ادب

{Hercules, Her} [نجوم] پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky ) که به شکل مردی زانوزده تصور می شود

دانشنامه آزاد فارسی

جاثی (Hercules)
(یا: زانوزده، راقص) در اخترشناسی، پنجمین صورت فلکی بزرگ در نیمکرۀ شمالی آسمان. این صورت فلکی، برخلاف اندازه اش، ستاره های چشمگیری را در خود جا نداده است. مهم ترین جزء آن بهترین نمونۀ خوشۀ کروی۱ ستاره ها در نیمکرۀ شمالی آسمان است که در فاصلۀ ۲۲,۵۰۰ سال نوری۲ از خورشید، و بین اِتاجاثی۳ و زتا جاثی۴ قرار دارد.
globular clusterlight yearEta HerculisZeta Herculis

ویکی واژه

پنجمین صورت فلکی بزرگ آسمان شمالی (northern sky) که به شکل مردی زانوزده تصور می‌شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم