متلاحظ

مترادف‌ها

ملاحظه‌گر، دقت‌کننده

متضادها

غافل، بی‌توجه

لغت نامه دهخدا

متلاحظ. [ م ُ ت َ ح ِ ] ( ع ص ) بازنگرنده همدیگر را. ( ناظم الاطباء ). || مشابه یکدیگر. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ماده بعد و ملاحظه شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران