طهیان
مترادفها
شورش، قیام، طغیان، آشوب
متضادها
آرامش، سکون، فروکش کردن
لغت نامه دهخدا
طهیان. [ طَ هََ ] ( ع اِ ) سرکوه. || تراشه چوب. ( منتهی الارب ). || کوزه آویز. ( مهذب الاسماء در سه نسخه خطی ).
طهیان. [ طَهَْ / طَ هََ ] ( اِخ ) کوهی است. ( منتهی الارب ). نام قله کوهی است در یمن. ( از معجم البلدان ).