حلبطه
لغت نامه دهخدا
( حلبطة ) حلبطة. [ ح ُ ل َ ب ِ طَ ] ( ع اِ ) صد شتر و زاید از آن هر قدر که باشند.
- ضأن حلبطة؛ صد میش و دو صد میش. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). از شتر صد عدد و از میش صد یا دویست عدد. ( از متن اللغة ).
جمله سازی با حلبطه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در زمان وقوع حادثه ناگهانی و بروز حلبطه و آشفتگی در محل، دستورالعملهای ایمنی باید به دقت اجرا شوند تا از تلفات جلوگیری شود.
💡 تداخل منافع سیاسی و اقتصادی در منطقه باعث ایجاد نوعی حلبطه و بینظمی شده که مدیریت آن برای سازمانهای بینالمللی بسیار دشوار است.
💡 ورود ناگهانی جمعیت زیاد به سالن برگزاری همایش، حلبطه و سرسام بزرگی ایجاد کرد که باعث شد برنامهها طبق زمانبندی پیش نروند.