لغت نامه دهخدا
جموش. [ج َ ] ( ع اِ ) نوره سترنده. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || چاهی که آب در نواحی آن برآید. ( منتهی الارب ). || ( ص ) سنة جموش؛ سال خشک سوزاننده گیاه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
جموش. [ج َ ] ( ع اِ ) نوره سترنده. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || چاهی که آب در نواحی آن برآید. ( منتهی الارب ). || ( ص ) سنة جموش؛ سال خشک سوزاننده گیاه. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
نوره سترنده یا چاهی که آب در نواحی آن بر آید یا سنه جموش سال خشک سوزاننده گیاه.