شیشۀ سوزان

فرهنگستان زبان و ادب

{burning glass} [فیزیک- اپتیک] عدسی هم گرایی که با کانونی کردن پرتوهای خورشید در سطحی کوچک گرمای زیادی تولید می کند

جمله سازی با شیشۀ سوزان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم این چیست کز او سینه‌ام آتشکده گشت گفت این عشق منست آتش سوزان منست

💡 نام آتش نه ز گرمیست که آتش خوانند آب از آن نیست به نام آب کجا سوزان نیست

💡 جانان ز من آیا خبری داشته باشد؟ آه دل سوزان اثری داشته باشد؟

💡 اندر پی او آه منست آتش سوزان گر شمع فرو میرد، ازین آه، بگیرید

💡 شعله می خیزد ز گور کشتگانت گاه نور بس که زیر خاک با دلهای سوزان ریختند

💡 (و هر گاه كسى از آنها از فرمان ما سرپيچى ميكرد او را با آتش سوزان