لغت نامه دهخدا
شاه کهور. [ ک َ ]( اِخ ) دهی از دهستان بخش سرباز شهرستان ایرانشهر. دارای 65 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات و خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
شاه کهور. [ ک َ ]( اِخ ) دهی از دهستان بخش سرباز شهرستان ایرانشهر. دارای 65 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات و خرما و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهنو صالحآباد، روستایی در دهستان کهور خشک بخش ناصریه شهرستان گنبکی در استان کرمان ایران است.
💡 در هرمزگان به کهور پاکستانی سُمْر گفته میشود و درختی است زیبا، با اندامی بلند که شکل خارجی آن (از دور) شباهت زیادی به چتر دارد.
💡 عمده پوشش گیاهی سعدآباد از نو گیاهان گرمسیری نظیر درخت نخل، گز، کنار (سدر) و کهور میباشد. از لحاظ اقتصادی درآمد بیشتر مردم منطقه براساس کشاورزی و از فروش محصولات نخل، خرما و رطب میباشد.
💡 پوشش گیاهی این بیابانی به دلیل تفاوتهای دمایی بسیار گونهگون است و درختچههای کهور ایرانی به عنوان گونه بارز آن شناخته میشود.
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان کهور خشک برابر با ۶٬۴۰۲ نفر بوده است.