فرهنگستان زبان و ادب
{snow blink, snow sky} [علوم جَوّ] منطقۀ نسبتاً روشن سطح زیرین اَبر که براثر بازتاب نور از برف ایجاد میشود
{snow blink, snow sky} [علوم جَوّ] منطقۀ نسبتاً روشن سطح زیرین اَبر که براثر بازتاب نور از برف ایجاد میشود
💡 چشمک زدن، که به آن سوسوزن نیز میگویند، یک اصطلاح عمومی برای تغییر در روشنایی ظاهری، رنگ یا موقعیت یک جسم درخشان دوردست است که از طریق یک محیط دیده میشود.
💡 اکثر چراغهای دکل خورشیدی به صورت چشمک زن بوده که این امر باعث کاهش قابل توجه انرژی ذخیره شده در باتری میگردد.
💡 چون شرر هر گه درین محفل نظر وا میکنم میزند چشمک وداع فرصتم از چشم خویش
💡 سیارهٔ زهره بسیار درخشانتر از ستارههای حقیقی آسمان بوده، چشمک نمیزند بلکه با نوری ثابت و نقرهفام نورافشانی میکند.
💡 تو از غفلت به صد امید سودا کردهای ورنه به غیر از چشمک خشکی ندارد در دکان انجم
💡 قابل یک چشم دیدن هم نبود این خاکدان چشمکی از دور همچون برق بر دنیا زدیم