پشه دار

لغت نامه دهخدا

پشه دار. [ پ َ ش َ / ش ِ] ( اِ مرکب ) درختی است چون بید که کیسه بندد و در آن پشه پر شود. نارون. شجرةالبق. سیاه درخت. ( انجمن آرا ). قره اغاج. بوقیصا. نشم الاسود. دردار. دردارو. ( در ادویه منفردة کتاب قانون تألیف شیخ الرئیس دردارو بمعنی شجرةالبق آمده. و ظاهراً همان دردار مراد است ). پشه خانه. پشه خار. سارخکدار. سارشکدار. ناژبین. کژم. لامشکر. آغال پشه. کنجک.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نارون پشه خانه پشه غال.

جمله سازی با پشه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فكرى كن و چاره يى براى خود پيدا كن و بدان كه شهرت پيش اين مردم ناچيز، چيزىنيست، و قلوب اين مردم كه اگر گنجشكى بخورد سير نمى شود، قدر و قابليتى ندارد،و اين مخلوق ضعيف را قدرتى نيست. قدرت فقط در دستگاه قدس ربوبيت پيدا مى شود وفاعل على الاطلاق و مسبب الاسباب آن ذات مقدس است. تمام مخلوقات، اگر پشت به پشت همدهند، كه يك پشه خلق كنند، نتوانند و اگر پشه يى از آنها چيزى بربايد، نتوانند پسبگيرند. قدرت پيش حق تعالى است. او است موثر در تمام موجودات. با هر زحمت ورياضتى شده، در قلب خود با قلم عقل نگارش ‍ ده كه: لا مؤ ثر فى الوجود الا الله (نيست كاركنى در دار تحقق جز خدا) (22).

💡 من که نیش پشه ای در خاک و خونم می کشد چون دم تیغ حوادث را سپر داری کنم

اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز