بی نیاز شدن

لغت نامه دهخدا

بی نیاز شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مستغنی شدن. غنی شدن:
بیابی بنزدیک ما مهتری
شوی بی نیاز از بدی کهتری.فردوسی.نباشد مرا زندگانی دراز
ز کاخ و ز ایوان شوم بی نیاز.فردوسی.ز بیشی و کمی و از رنج و آز
به نیروی یزدان شدم بی نیاز.فردوسی.و خوانندگان این کتاب را باید... از دیگر کتب بی نیاز شوند. ( کلیله و دمنه ). || فارغ و آسوده شدن. پرداختن:
چو از جنگ پیران شدی بی نیاز
یکی رزم کیخسرواکنون بساز.فردوسی.

فرهنگ فارسی

مستغنی شدن ٠ غنی شدن ٠

جمله سازی با بی نیاز شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابوعبداللّهِ خفیف گوید قناعت طلب ناکردنست آنرا که در دست تو نیست و بی نیاز شدن است بدانچه هست و در معنی آنکه خدای عزّوجلّ می گوید رِزْقاً حسناً گفته اند قناعت است.

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز