صورت کشیدن
مترادفها
تصویر کشیدن، ترسیم کردن، نقاشی کردن
لغت نامه دهخدا
صورت کشیدن. [ رَ ک َ / ک ِدَ ] ( مص مرکب ) عکس کشیدن. تصویر کشیدن. نقاشی. رجوع به صورت برکشیدن، صورت برداشتن و صورت کردن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - تصویر کشیدن نقاشی کردن ۲ - عکاسی کردن.
جمله سازی با صورت کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وبال تو همه افتاد صورت کشیدن باید اینجا بی ضرورت
💡 بود صورت کشیدن کار دعوی ز صورت ره دهم ای جان به معنی