فرهنگستان زبان و ادب
{ice blink} [علوم جَوّ] منطقۀ نسبتاً روشن سطح زیرین اَبر که براثر بازتاب نور از یخ ایجاد میشود
{ice blink} [علوم جَوّ] منطقۀ نسبتاً روشن سطح زیرین اَبر که براثر بازتاب نور از یخ ایجاد میشود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نرگس آمد سوی بلبل خفته چشمک می زند کاندرآ اندر نوا عشق و هوا را تازه کن
💡 دو بیدل را دراندازد بهم مژگانش از چشمک که می آرد خصومت چون زنی بر یکدیگر ناخن
💡 می زند هر قطره باران چشمکی بر ساقیان کاین چنین روزی چرا پیمانه ها سرشار نیست؟
💡 شوخ است و مست چشمک تکلیف اسیر کو کز یک پیاله باده نمایم علاج صبح
💡 قومی به عشوه ماهر جمعی به چهره باهر با زلفکان ساحر با چشمکان جادو
💡 هرگهکه مرا بیند درکوچه و بازار چشمک زند از دور به صد طعنه و تسخر