گرده ده

لغت نامه دهخدا

گرده ده. [ گ ِ دَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در 15هزارگزی شمال خاور مراغه و 20هزارگزی شمال خاوری راه ارابه رو مراغه به قره آغاج. هوای آن معتدل و دارای 481 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه مردق تأمین میشود. محصول آن غلات، نخود و زردآلو. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
گرده ده. [ گ ِ دَده ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه، واقع در 7هزارگزی جنوب بخش و 5هزارگزی راه شوسه میانه به تبریز. هوای آن معتدل و دارای 70 تن سکنه است. آب آنجا از سرچشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با گرده ده

💡 ماه بهار گرده ز صبح بهار چهر افتاده همچو دلشدگان در تب و گذاز

💡 به یک دو گرده قناعت کن و به حق پرداز که کس ز حق نشود از گزاف برخوردار

💡 معده کوبی، ناف کاوی، دل دری، شش افکنی گرده گون رود آکنی، تن سوزه‌ای،... ن خاره‌ای

💡 گولانج و گوشت و گرده و گوز آب و گادنی گرمابه و گل و گل و گنجینه و گلیم

💡 جوردن در ماه ژوٍیه ۲۰۱۸ با ساندرلند قرار داد امضا کرد، یک ماه پیش از آن لیورپول را ترک گرده بود.