مهره زدن
لغت نامه دهخدا
مهره زدن. [ م ُ رَ / رِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) مهره کشیدن بر صاروج یا کاغذ و غیره برای لغزنده و براق شدن آن. جلا دادن. پرداخت کردن. صیقل کردن. صقال: آن خانه سفید کردند و مهره زدند که گویی هرگز بر آن دیوارها نقش نبوده است. ( تاریخ بیهقی ص 118 ): ترزیز؛ مهره زدن کاغذ. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کاغذ و جز آن را با مهره کشیدن برای جلادادن.
جمله سازی با مهره زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سالها چون رشته پیچ و تاب اگر خواهی زدن تا نگردی بی گره زین مهره گل نگذری
💡 او در سال ۲۰۱۷ به سپاهان پیوست و تبدیل به مهره اصلی خط دفاعی این تیم شد به طوری که درخشش او در فصل ۱۹–۲۰۱۸ باعث شد پس از دو فصل حضور و انجام ۵۱ بازی و زدن ۲ گل از این تیم جدا شده و به استقلال بپیوندد.
💡 گونههای تاکیزوئیت توکسوپلاسما گوندی در سلولهای هستهدار مهرهداران وجود دارند و از طریق جوانه زدن درون سلول میزبان تکثیر مییابند.
💡 در طب سنتی، برخی درمانگران برای رفع دردهای کمر، از روشهای خاصی مانند مهره زدن با استفاده از دست یا ابزارهای مخصوص استفاده میکنند.
💡 اگر فرد پس از مهره زدن توسط درمانگر بیتجربه دچار آسیب شود، ممکن است برای مدت طولانی با مشکلات جدی در ستون فقرات مواجه گردد.
💡 متخصصان طب فیزیکی توصیه میکنند که مهره زدن باید حتماً توسط افراد دارای مدرک علمی و آموزشهای لازم در محیطهای درمانی انجام شود.