قدر چشم نگاشتی

فرهنگستان زبان و ادب

{photovisual magnitude} [نجوم ] قدری که به کمک ابزاری اندازه گیری می شود که حساسیت آن با چشم انسان یکسان است

جمله سازی با قدر چشم نگاشتی

💡 تا نمیری تشنه‌کام ناامیدی‌،‌گریه‌کن خاک این وادی به قدر چشم تر می‌دارد آب

💡 گرنه این بزم تماشاکدهٔ جلوهٔ اوست این قدر چشم به دیدارکه حیران شده است

💡 در فزود قدر چشم تو صغیر آمد سپهر در گشاد جود دست تو حقیر آمد جهان

💡 مرا از عزت شبنم درین گلزار روشن شد که حسن پاکدامن قدر چشم پاک می داند

💡 پس به جهت هيبت آن جناب و حيرتى كه برايم روى داد، ازجلال عظمت او نتوانستم تكلّم كنم. پس اين كلام را دفعه دوم فرمود و شدتحال من به وصف نمى آمد. پس نتوانستم جوابى گويم و سؤ الى از جنابش نمايم ! پسبه قدر چشم برهم زدنى نگذشت كه خود را تنها در ميان مسجد ديدم؛ كسى با من نبود. بهطرف مشرق نگريستم. فجر را ديدم طالع شده.

💡 دور سپهر چون تو نزاده بلند قدر چشم ستاره چون تو ندیده بزرگوار