لغت نامه دهخدا
خام سوز شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آن پخته شدن یا برشته شدنی که چیز از درون خام و از بیرون سوخته شده باشد.
خام سوز شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آن پخته شدن یا برشته شدنی که چیز از درون خام و از بیرون سوخته شده باشد.
آن پخته شدن یا برشته شدنی که چیز از درون خام و از بیرون بر اثر سوختگی سیاه کرده است.
💡 تو جوان خام سوزی، سخنم تمام سوزی غزلی که میسرایم به تو سازگار بادا
💡 کباب خام سوزی را حریف چاشنی داند که از سوز جگر وقتی چو من پخته ست سودایی
💡 ندارد طاقت هر شیشه دل، تاب فروغ او شراب خام سوزی عشق در جام و سبو دارد