لغت نامه دهخدا
اسپیددار. [ اِ ] ( اِ مرکب ) سپیدار. غیشام. قشام. ( محمودبن عمر ربنجنی ). رجوع به اسپیدار شود.
اسپیددار. [ اِ ] ( اِ مرکب ) سپیدار. غیشام. قشام. ( محمودبن عمر ربنجنی ). رجوع به اسپیدار شود.
سپیدار
💡 این اسپید کیوبرها به ترتیب رکورد داران جهان در مکعب روبیک میباشند:
💡 گهی زردی گهی سرخی گه اسپید ز بیم یار داری عین امّید