فرهنگستان زبان و ادب
{ossuary, osteotheke} [باستان شناسی] مکانی روباز یا مسقف برای گردآوری استخوان اجساد
{ossuary, osteotheke} [باستان شناسی] مکانی روباز یا مسقف برای گردآوری استخوان اجساد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او در ۳۰ فروردین ۱۳۹۲ (نوزدهم آوریل ۲۰۱۳) بعد از تحمل یک دورهٔ طولانی بیماری به علت عفونت ریوی و پوکی استخوان در خانه شخصی خود در تهران درگذشت. هم زمان تئاتری از او به اسم فیس پوک روی صحنه بود.
💡 نسا یا مردار توسط فرد یا افرادی موسوم به نِساکش از خانه به محل دخمه انتقال مییافت و در آنجا تحویل مسئول دخمه میگردید و در آنجا باقی میماند تا متلاشی میشد و سپس فردی که تمام عمر محکوم به خارج نشدن از دخمه بود، بقایای استخوان و لوس باقیمانده را درون چاه وسط دخمه میریخت.
💡 از اولين امام، حضرت على (عليه السلام )، كه بايد شاهد صحنه هايى باشد كهبفرمايد: (( بيست و پنچ سال در خانه صبر كردم، مانند كسى كه استخوان در گلو و خاردر چشم دارد ))، تا آخرين امام، حضرت مهدى ( عج ) كه بايد شاهد اين همه ظلم، بىعدالتى، انحراف، شرك و جهل باشد و صبر كند.
💡 فاطمه برای هر خانه ای که گوشت نذری می برد از صاحب خانه درخواست کرد که پس از خوردن گوشتها، استخوانها را به او پس بدهند. او تمامی استخوانها را جمع کرد و طبق دستور زنی که داخل غار دیده بود، استخوانها را زیر خاکستر پای تنور دفن کرد.
💡 شـدت ايـن بـاد بـه حـدى بـود كه آن مردم قوى هيكل و بلند قامت را از جابرمى كند و چوندرخـت خـرمـا كـه از بـن كـنده باشند، به اين سو و آن سو پرتاب و هر چه سرراهش بودنـابـود مـى كـرد. به هيچ چيزى نرسيد جز آن كه چون استخوان پوسيده و خاكسترش كـرد و در مـجـمـوع، انسان، حيوان، درخت و خانه اى به جاى نگذارد و همه را با خاكيكسان كرد.