شیحان

لغت نامه دهخدا

شیحان. [ ش َ ] ( ع ص ) صاحب رشک و غیور. ( منتهی الارب ). مرد غیور بسبب حذر بر ناموس خود. ( از اقرب الموارد ). || مرد برحذر و بیمناک.( منتهی الارب ). || اسب سخت نفس. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || دراز از هر چیز.( منتهی الارب ). طویل. ( از اقرب الموارد ). || آنکه در دویدن نرمی کند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || مرد جد. ( از اقرب الموارد ).
شیحان. ( ع ص ) دراز. ( از اقرب الموارد ).
شیحان. [ ش َ ] ( اِخ ) کوهی است مشرف بر تمام کوههای اطراف قدس. ( از معجم البلدان ). کوهی بلند در حوالی قدس. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دراز.

جمله سازی با شیحان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سیندی لی میلر شیحان (متولد ۱۹۵۷) - رهبر ضد جنگ علیه عراق و افغانستانمارتین شین (متولد ۱۹۴۰) - معترضان ضد جنگ و ضد بمب هسته ای، بازیگر الهام بخش آمریکایی استنانسی شلی او آ ام (درگذشت ۲۰۱۰) –گروه مسیحی کوئیکرها و نماینده جنبش صلح نشان استرالیا در سازمان ملل در سال ۱۹۸۲ بودپرسی بیش شلی(۱۸۹۲–۱۷۹۲) - نویسنده، شاعر، فیلسوف ضد خشونت و الهام بخش

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز