جرداء

لغت نامه دهخدا

جرداء. [ج َ ] ( ع ص، اِ ) تأنیث اَجرَد؛ مرد بیموی. ( از متن اللغة ) ( از منتهی الارب ). || نعل جرداء؛ کفش بی موی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || خرمای بی برگ. ( مهذب الاسماء ). || سنگ سخت وتابان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از متن اللغة ). || ناقه پرخور. ( از متن اللغة ). || زمین گشاد کم گیاه. ( از متن اللغة ). ارض جرداء؛زمین بی نبات. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || تمام و آزاد. ( منتهی الارب ). || سال تمام و کامل. ( از متن اللغة ). سنة جرداء؛ یکسال آزاد. یکسال تمام. یکسال کامل. ( از منتهی الارب ). || شراب صاف که درد در آن نباشد. ( از متن اللغة ).خمر جرداء؛ شراب صاف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با جرداء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جرداء همسرش گفت: اى مرد ما را رها كن، اميرالمؤمنين جز حق نمى گويد. هرثمة گويد:(روزگار گذشت تا در زمان يزيد) عبيدالله بن زياد براى جنگ امام حسين عليه السلاممردم را بسيج مى كرد، من در آن لشكر بودم، وقتى به زمين كربلا و امام حسين و اصحاباو رسيدم، به يادم آمد آن منزلى را كه با على عليه السلام آمده بودم و آنجائى كهحضرت خاك را برداشته و آن سخن را گفته بود شناختم.

💡 هرثمة وقتى به خانه برگشت به همسر خود به نام جرداء كه از شيعيان حضرت بودگفت: آيا نمى خواهى تو را از كار مولايت اباالحسن به شگفت آورم ؟ وقتى به سرزمينكربلا رسيديم مقدارى از خاك آن زمين برداشت و بوئيد و گفت: خوشا بهحال تو اى خاك البته كه از تو گروهى روز قيامت محشور مى شوند كه بى حساب واردبهشت مى گردند، او از كجا علم غيب دارد؟

💡 جرداء از همسرش هرثمة بن سلمى نقل مى كند كه گفت: با على (ع ) در يكى از جنگهاى حضرتش بيرون شده بوديم تا به كربلا رسيديم. در آنجا زير درختهايى فرود آمديم. على در آنجا نماز گزارد و مشتى از خاك آنمحل را برداشت و بوييد و سپس گفت: خوشا به حالت اى خاك كه در تو مردمى به شهادت مى رسند كه بى هيچ و حساب و كتابى به بهشت خواهند رفت.

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز