اتجر

لغت نامه دهخدا

اتجر. [ اَ ج َ ] ( ع ن تف ) ماهرتر در تجارت. و منه: اتجرُ من عقرب. ( و عقرب نام بازرگانی است ).

جمله سازی با اتجر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ( زراره عن الصادق عليه السلام: ان رجلا اتاهفقال اننى لا احسن ان اعمل عملا بيدى و لا احسن ان اتجر و انا محارف محتاجفقال اعمل و احمل على راسك و استغن عن الناس. (1005) )

💡 من اتجر بغير فقه، فقد ارتطم فى الربا (42). يعنى آن كس كه بدون آگاهىاز مسائل فقهى دست به كار بازرگانى بزند، در لجنزار ربا گرفتار آيد. و نيز: آنحضرت در وصف قرآن فرموده است: ربيعا لقلوب الفقهاء يعنى قرآن بهاردل دانشمندان است (43).

💡 در متون اقتصادی قدیمی، واژه اتجر به معنای ورود به فعالیت‌های تجاری و کسب درآمد از طریق خرید و فروش کالاها در بازار به کار می‌رفت.

💡 تحلیل تاریخچه تجارت در مسیر ابریشم نشان می‌دهد که چگونه بازرگانان با هدف اتجر و تبادل کالا، میان فرهنگ‌های مختلف جغرافیایی ارتباط برقرار می‌کردند.

💡 او تصمیم گرفت تا پس از پایان تحصیلات خود، در زمینه بازرگانی وارد شود و با روش‌های مدرن اتجر، کسب‌وکار خانوادگی خود را گسترش دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران