خزان رنگ

لغت نامه دهخدا

خزان رنگ. [ خ َ رَ ] ( ص مرکب ) زردرنگ:
دور ماندید ز من همچو خزان از نوروز
که خزان رنگم و نوروز لقائید همه.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 417 ).

فرهنگ فارسی

زرد رنگ

جمله سازی با خزان رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز بس جوش بهار ناکسی افسرد اجزایم خزان رنگ هم از من نمی‌بالد پر کاهی

💡 گویند که از باد خزان رنگ برآورد نی آنکه رز آورد یقین رنگ رز آنست

💡 خزان رنگ زرد اوست یاران حاصل عمرم تپیدنهای دل در کشت عاشق خرمن عاشق

💡 بر حاصل ما چون جگر برق نسوزد؟ از روی خزان رنگ ز بی برگی ما رفت

💡 ز رستخیز خزان رنگ را نمی بازد دعای من به دو دست آن نهال را دارد