لغت نامه دهخدا
ونزد. [ وَ زَ ] ( اِ مرکب ) ( از: ون + زد ) ونژد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به ونژد شود.
ونزد. [ وَ زَ ] ( اِ مرکب ) ( از: ون + زد ) ونژد. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به ونژد شود.
(اسم ) صمغ درخت ون.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی را گفت تا هرمز درآمد زمین بوسید ونزد قیصر آمد