لغت نامه دهخدا
لیف خز. [ ف ِ خ َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پرز پوست خز:
همان گرده نرم چون لیف خز
کز او پخته شد گرده گرده پز.نظامی.
لیف خز. [ ف ِ خ َ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پرز پوست خز:
همان گرده نرم چون لیف خز
کز او پخته شد گرده گرده پز.نظامی.
پر ز پوست خز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همان گردهٔ نرم چون لیف خز کزو پخته شد گردهٔ گرده پز